دراسة الفکر الفلسفي لنجيب محفوظ حول العلم الحديث في خطابه السردي شخصية «عرفة» في أولاد حارتنا نموذجا

نوع المستند : علمی ـ پژوهشی

المؤلف

أستاذ مساعد في قسم اللغة العربية و آدابها بجامعة الإمام الخميني الدولية

المستخلص

رواية «أولاد حارتنا» لنجيب محفوظ، رواية رمزية تعيد کتابة تاريخ حياة البشر علي محورية حياة الأنبياء الکبار في قالب سردي ولکنها في الحقيقة أقرب الي بيان فلسفي، خاصةً في الجزء الأخير منها حيث تدخل شخصية «عرفة» في الرواية وتدور کل الأحداث حولها رمزا للعلم الحديث. قام محفوظ بتوظيف هذه شخصية لعرض فکره الفلسفي حول العلم الحديث وصراعه مع الدين وخضوعه أمام حکم السلطة وتکمن ضرورة البحث في أن هذا الفکر الفلسفي حول العلم هو فکر غربي في بدايته فکيف أثّر علي  کثير من منوري الأفکار و الکتّاب في العالم الإسلامي وصاروا مبلغين لهذه الفکرة مستخدمين الفنون الأدبية ولذلک يهدف هذا البحث بالمنهج الوصفي التحليلي و باستقراء تام لعناصر القصة في قسم عرفة، تسليط الضوء علي هذا الجانب من الرواية لتبيين المظاهر الغربية للعلم والتي رمز بها محفوظ في عرفة  ولنبيّن أنّ محفوظ يمثّل في شخصية عرفة فکرا فلسفيا خاصا بالنسبة للعلم من حيث موطنه وتضاده بالدين و استخدامه السيئ من قبل السلطات الحاکمة وقد أصبح عرفة في خطاب محفوظ السردي، أفضل تمثيل للعلم الذي نهض بخلوص ليخدم البشرية بسحره مغايرا بعض الأحيان ما جاء في الأديان السماوية، فالنتيجة التي يصورها محفوظ لهذا القيام ليست الّا العلمانية القائلة بموت الإله وخضوع العلم أمام السلطوية وتضحية العواطف البشرية.

الكلمات الرئيسية


عنوان المقالة [English]

philosophical thoughtof NAJIB MAHFOUZ in his narrative discourse

المؤلف [English]

  • Alireza Nazari
Assistant Professor of Arabic Language and Literature, Imam Khomeini International University
المستخلص [English]

The novel "Children of Gebelawi" is a symbolic novel that narrates the history of human life, centered around the lives of great prophets.But in fact it is a philosophical statementEspecially in the final section that Arafeh enters the storyAnd all events are about him as a symbol of science.Najib has reserved this character to express his philosophical view of science and its opposition to religion and its surrender to power.The necessity of research is that this thought was initially a Weste thought but could affect some intellectuals and writers in the Muslim world.So that they became the propagators of that thought using literary techniques.The article aims at a descriptive- analytical approach to signify various aspects of thoughts in relation to science. This is done by studying the symbolic actions taken in relation to the character of Arafeh. Perspectives that are put forth consider the roots of science, interaction of science and religion and its relation to power and power holders, failure, deviation of science and other issues to analyze the character of Arafeh.

الكلمات الرئيسية [English]

  • Naguib Mahfouz
  • Children of Gebelawi
  • science
  • character
  • Arafe

تحلیل اندیشه فلسفی نجیب محفوظ درباره علم مدرن در گفتمان روایی

مورد­پژوهی شخصیت عرفه در رمان اولاد حارتنا

علیرضا نظری[1]

چکیده

رمان اولاد حارتنا اثر نجیب محفوظ یک رمان نمادین است که تاریخ زندگی بشر را با محوریت زندگی پیامبران بزرگ در قالبی روایی بازآفرینی می­کند اما بیشتر به یک بیانیه فلسفی نزدیک است، به ویژه در بخش پایانی زمانی که عرفه وارد داستان می­شود و همه حوادث پیرامون وی به عنوان نماد علم مدرن رخ می­دهد. محفوظ این شخصیت را برای بیان اندیشه فلسفی درخصوص علم مدرن تقابل آن با ادیان و تسلیم شدن آن در برابر قدرتها به کار می­گیرد. ضرورت پژوهش در این نکته نهفته است که چنین اندیشه­ای درخصوص علم که در بدو امر اندیشه­ای برخاسته از غرب است چگونه بر روشنفکران و نویسندگان جهان اسلام تأثیر گذاشته و آنها به مبلغان این اندیشه با استفاده از ادبیات تبدیل شده­اند. لذا این پژوهش در نظر دارد با روش توصیفی – تحلیلی با اتکا بر این جنبه از رمان به تبیین مظاهر غربی علم بپردازد که محفوظ در شخصیت عرفه ارائه کرده است و نشان داده می­شود که محفوظ در قالب این شخصیت اندیشه فلسفی خاصی نسبت به علم را از حیث خاستگاه، تقابل با ادیان، سوء استفاده از علم توسط قدرتها بیان کرده است. عرفه در گفتمان روایی محفوظ، نمادی برجسته برای علم است که با نیت خالصانه و با هره­گیری از جادوی خود که گاهی در تعارض با ادیان است، برای خدمت به بشریت قیام می­کند و عاقبتی که محفوظ برای این قیام عرضه می­کند چیزی جز سکولاریسم قائل به مرگ خدا نیست و سرانجامی جز بردگی علم در برابر قدرت و قربانی شدن عواطف انسانی ندارد.

کلیدواژ­ها: گفتمان روایی، شخصیت داستانی، علم مدرن، نجیب محفوظ، اولاد حارتنا، عرفه

 

 



[1]-استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه بین المللی امام خمینی / a.nazari@hum.ikiu.ac.ir / (نویسنده مسؤول)

 

 

 

ـ بوخینسکی، چوزیف، (1996) مدخل الی الفکر الفلسفی، ترجمه وقدّم له وعلّق علیه محمود حمدی زقزوق، القاهرة: دار الفکر العربی
ـ الذوادی، رشید، (1986م)، أحادیث فی الأدب، القاهرة، الهیئة المصریة العامة للکتاب
ـ سلامة، محمدعلی، (2006م)، نموذج الشخصیة الدینیة فی روایات نجیب محفوظ، اسکندریة: دارالوفاء لدنیا الطباعة و النشر، ط2
ـ شکری، محمدیحیی معتز، (1989م)، الطریق إلی نوبل 1988 عبر حارة نجیب محفوظ، القاهرة: أمة ثری للطباة و النشر، ط1
ـ طرابیشی، جورج، (1988م)، الله فی رحلة نجیب محفوظ الرمزیة، بیروت: دار الطلیعة للطباعة والنشر، ط3
ـ محفوظ، نجیب، (1986م)، اولاد حارتنا، بیروت: دارالآداب، ط6
ـ محمدسعید، فاطمة­الزهراء، (1378ش)، سمبولیسم در آثار نجیب محفوظ، ترجمه نجمه رجایی، مشهد: دانشگاه فردوسی، چ1
2.المجلات
ـ ابویسانی، حسین، (1388ش)، «مقایسه میان اولاد حارتنا و سنگ صبور»، لسان مبین، پاییز و زمستان ، ش2، صص7-19
ـ ابویسانی، حسین، (1429ق) «اولاد حارتنا نظرة دینیة و اجتماعیة»، آفاق الحضارة الإسلامیة، رمضان ، عدد22، صص 587-606
ـ احمدی، فاطمه و حمیدرضا آیت اللهی، (1388ش)، «بررسی مقایسه­ای روابط علم و دین در الهیات جدید مسیحی با تأکید بر آرای مک گراث باربور، پیترز» مجله ادیان و عرفان، ش1، پاییز و زمستان، صص11-27
ـ الحجازی، أحمد عبدالمعطی، (1992م)، «اولاد حارتنا روایة و لیست نصا دینیا» ادب و نقد، نوفمبر ، عدد75، صص 14-19
ـ پارسی­نژاد، کامران، (1378ش)، «تحلیل رمان (از پیش­ساختارگرایی تا پسامدرنیته) » ، ادبیات داستانی، زمستان ، ش52، صص74-78
ـ رضوان، طلعت. (1992م) «اولاد حارتنا بین الإبداع الأدبی و النص الدینی» فصول، ربیع ، عدد41، صص 140-148
ـ صبری، أحمد، (1992م)، «اولاد حارتنا و مشکلة سوء الفهم»، فصول، صیف، عدد42، صص355-361
ـ علوی­تبار، هدایت و سعیده آزادی امامی، (1393ش)، «مرگ خدا و پیامدهای آن در فلسفه نیچه»، جستارهای فلسفه دین، سال3، ش2، پاییزوزمستان 93، صص1-23
ـ عوض، ریتا، (1974م)، «اولاد حارتنا بین الرؤیا و التعبیر»، الآداب، سنة 22، یونیو ، عدد 6، صص50-54
ـ قاسمی­پور، قدرت، (1393)، «آمیختگی داستان وگفتمان روایی در روایتهای پسامدرنیستی»، فصلنامه تخصصی نقد ادبی، سال7، شماره 26،تابستان 93، صص7-22
ـ قدیردانش، محمد، (1389ش)، «ویژگیهای علم مدرن، با تأکید بر علوم انسانی»، معرفت فرهنگی و اجتماعی، سال1، ش4، پاییز، صص95-124
ـ قطب، محمد، (1992م)، «مناقشات عن الرمز و المثال (قراءة حول اولاد حارتنا بین الإبداع الأدبی و النص الدینی)»، فصول، صیف، عدد42، صص 341ـ350
ـ کیخسرو دولتیاری، یزدان و روح­ا... محمدی، (1389ش)، «اخلاق در آثار فدریش نیچه»، غربشناسی بنیادی، سال1، ش2، پاییزوزمستان، صص69-95
ـ محیطی اردکان، محمدعلی، (1392ش)، «پیشینه رابطه علم و دین در اسلام و غرب»، معرفت، سال22، ش188، مرداد، صص29-42
 الرسائل و الأطروحات
ـ بوداود، لامیة، (لا تا) تحلیل الخطاب المینی روائی فی الجزائز روایة (أوشام بربریة) لجمیلة زنیر أنموذجا، مذکرة مکملة لنیل درجة الماجستر فی الأدب العربی الحدیث، جامعة منتوری، الجمهوریة الجزائریة الدیمقراطیة الشعبیة